غلامحسين رضانژاد
28
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
تأويل متعلّق به بواطن آنهاست ؛ وعدّهاى نيز تفسير را بگشودن وجه كلام اللّه وتأويل را بنمودن معاني آن دانستهاند ، وچنانكه در محلّ خود گفته آمد ، راغب أصفهاني تفسير را خاصّ ألفاظ ميداند وتأويل را ويژهء معاني قرآن ، وبالآخرة تفسير را نقلي دانسته وتأويل را عقلي واين معنى از دعاى پيغمبر أكرم ( ص ) معلوم است كه در حقّ ابن عبّاس فرمود : « أللّهمّ فقهه في الدّين وعلّمه التّأويل » ولذا بايد دانستكه تأويل قرآن موقوف بر سماع نبوده وبا استناد بعلوم وضوابط وموازين عقلي است ؛ وقطب الدّين شيرازي صاحب « درّة التّاج » تأويل را بصرف كلام از صورت وبازگرداندن آن بمعنيئى دانسته كه صورت دليل بر آن نباشد ، وفي المثل از نفى ، ارادهء اثبات كند ، مانند اين كريمه : « لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ » ويا از لفظي عام ، شخص خاصّى اراده شود ، نظير اين آيهء مباركه : « قالَ لَهُمُ النَّاسُ » كه مراد از ناس ، شخصي معيّن است نه جميع مردم ؛ در صورتيكه تفسير ، امرى توقيفى بوده ودر آن نميتوان برأي ونظر شخصي پرداخت ؛ وگرنه مفسّر مشمول قعود در آتش جهنّم گرديده واز حضرت رسول خاتم ( ص ) منقول است : « من فسّر القرآن برأيه - أو بغير علم - فليتبوّأ مقعده من النّار » يعنى هركس كه در قرآن به رأى ونظر شخصي خود وبدون علم تفسير سخن گويد ؛ پس نشستگاه أو از آتش است ؛ وحتّى كسانيكه ندانسته وغير عالمانه ويا بدون صلاحيّت علمي آيهاى را تفسير كنند ، اگرچه آن تفسير درست بوده ومنطبق با معنى حقيقي قرآن هم باشد ، بعلّت عدم صلاحيّت ؛ كاتبان ديوان اعمال ، آنچنان گناهى در دفتر عمل وى ثبت ميكنند ؛ كه اگر آنرا بر جميع مخلوقات تقسيم كنند ؛ هيچ مخلوقى از گناه فارغ وبدون سهم نخواهد ماند ، وحديث نبوي شاهد صدق اين حقيقت است كه فرمود : « من فسّر القرآن برأيه وأصاب ، كتب عليه خطيئته لو قسمت بين الخلايق لو سعتهم » . ما تريدي - أبو منصور - در تأويلات خود گويد : تفسير خبر دادن از كسى است كه قرآن در شأن أو نازل گشته ونيز عبارت است از سبب نزول قرآن وأسباب آن ؛ كه در اين معنى جز بنقل وروايت سخن نتوان گفت ؛ ولى تأويل عبارت از توضيح معاني قرآن است كه ألفاظ بر آن متحمل باشد ؛ ولذا ميتوان گفت كه تفسير آية داراى وجهي واحد است وتأويل آن را احتمالاتى بسيار ميباشد ؛ وبهمين دليل آنچه از كتاب وكلام اللّه را نتوان به آراء عقلي ومباني حكمي اظهار داشت ، تفسير است وآنچه را بتوان با حكم عقل غير مشوب ومبتنى بر مباني وأصول وقواعد نظري اظهار كرد ، تأويل ميباشد ؛ و